سه‌شنبه ۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

آزادی؟

تعریف آزادی

آزادی امکان عملی کردن تصمیم‌هایی است که فرد یا جامعه به میل یا ارادهٔ خود می‌گیرد. اگر انسان بتواند همهٔ تصمیم‌هایی را که می‌گیرد، عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند در نیاورد، دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است. اما چون انسان‌ها به طور اجتماعی زندگی می‌کنند، نمی‌توانند آزادی مطلق داشته باشند. زیرا آزادی بی حد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی افراد دیگر اجتماع می‌انجامد. به همین سبب است که هر جامعه‌ای با قانون‌ها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی هم حافظ آزادی‌های افراد آن جامعه می‌شود و هم حد و مرز‌هایی برای این گونه آزادی‌ها به وجود می‌آورد. قانون‌ها و مقررات جهانی نیز آزادی‌های مردم سراسر جهان و حد و مرز‌های آن‌ها را در جامعهٔ جهانی معین و مشخص می‌کنند. تلاش‌ها و مبارزه‌های انسان در طول تاریخ زندگانی او همواره برای بدست آوردن آزادی مشروع و قید و بند زدن به آزادی مطلق فرمانروایان ستمگر و زورمندان بوده است.

جوامعی که توانسته‌اند بر حاکمان خودکامه پیروز شود و حکومت‌های فردی و استبدادی را براندازد، از آزادی‌های فردی و اجتماعی زیادی برخوردار شده است. قانون اساسی هر جامعه، اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه حقوق کودک نمونه‌هایی از نتیجهٔ هزاران تلاش بسیاری از انسان‌ها هستند که در راه بدست آوردن آزادی‌های فردی و اجتماعی از آسایش و مال و جان خود گذشته‌اند.

امروزه با اینکه اصول آزادی‌های فردی و اجتماعی در جامعه‌های کنونی جهان معین شده‌اند، ولی هنوز راه درازی در پیش است تا این آزادی‌ها که بر قانون‌ها و اعلامیه‌ها نقش یافته‌اند در نظام‌ها و حکومت‌های سیاسی گوناگون جهان به سود مردم به کار بسته شوند. شکل‌های تازهٔ استعمار و وابستگی‌های سیاسی و اقتصادی و نطامی و فرهنگی بعضی از کشور‌ها به قدرت‌های بزرگ سبب محدود شدن و حتی از میان رفتن آزادی‌های فردی و اجتماعی در بعضی از کشور‌ها شده است.

دوشنبه ۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

فـــ یــ لــ تــ رشکن برای شما

سری فـــ یــ لــ تــ رشکن برای دوستان گرامی کهاز طریق وبلاگ با گروه "بیدارباش ایران" هستند؛
http://HUNTFREE.INFO
https://proxify.com
http://proxymania.co.za
http://awprox.com
http://phproxy.co.za
http://OPENBEST.INFO
http://proxysite.co.za
http://OPENTHERE.INFO
http://acmeserv.com
http://proxy.misterproxy.com
http://smoked.co.za
http://walled.co.za
http://webproxy.co.za
http://proxyplace.net
http://DOTHERE.INFO

دوستان توجه کنید که هر لحظه ممکن است ما فـــ یلــ تـــر شویم، پس در گروه گوگل ما عضو شوید تا به صورت روزانه فــیــــلـتــــرشکـــــــن دریافت کنید:
برای عضویت ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و دکمه تایید را فشار دهید









Google Groups
اشتراك در بيدارباش ايران
:نشانی پست الکترونیک

بازدید از این گروه



استقلال۶۰ ساله وکالت در ایران پایان می گیرد؟

به نقل از بی بی سی؛

اعضای اتحادیه کانون های وکلای دادگستری سراسر ایران که نزدیک به ۱۲ هزار عضو دارد، با انتشار بیانیه ای نسبت به " آیین نامه اجرائی لایحه استقلال کانون وکلا" که سوی قوه قضائیه صورت گرفته و به گفته آنها نقض استقلال وکلا را به دنبال دارد، اعترض کرده اند.

بر اساس این آئین نامه که در روزهای دهمین سالگرد ریاست محمود هاشمی شاهرودی بر قوه قضائیه تصویب شده، کانون های وکلا از استقلال فعلی خارج و به عنوان بخشی از قوه قضائیه درخواهند آمد. این آئین نامه پرچه تصویب شده اما هنوز به مرحله اجرا در نیامده است.

محمد سیف زاده، از وکلای دادگستری و از اعضا کانون وکلای مرکز به بخش فارسی بی بی سی گفته است که اجرای این آئین نامه، تیر خلاصی به استقلال کانون وکلا است.

هم اینک دوازده کانون مستقل وکلا در ایران وجود دارد که نردیک به ۱۲ هزار وکیل و کار آموز وابسته آن هستند.

کانون وکلای دادگستری نهادی غیردولتی است که در جهت حمایت از وکلا و نیز نظارت بر عملکرد آنها تشکیل شده‌است.

علت مخالف کانون وکلا با این آئین نامه در این است که این آئین نامه به قوه قضائیه اجازه می دهد پروانه وکالت صادر و در عین حال پروانه وکالت وکلا را نیز باطل کند.

محدودیت در دفاع آزادانه؟

آقای سیف زاده در این باره به بخش فارسی بی بی سی می گوید که اعضای اتحادیه کانون وکلا اعتراض کرده اند تا بتوانند در مقابل قدرت که قوه قضائیه است، به آن وصل نباشند و آزادانه دفاع کنند.

بهمن کشاورز، از وکلای دادگستری هم در یادداشتی در روزنامه "اعتماد" که در تهران چاپ می شود، هشدار داده که "بر اساس این آئین نامه می توانیم منتظر باشیم هر وکیلی که حرف زیادی زد یا از عناصر نامطلوب قبول وکالت کرد، شب بخوابد و صبح برخیزد و ببیند صلاحیت ندارد و پروانه اش باطل شده است."

به اعتقاد آقای کشاورز "بی گمان خواهیم دید دگراندیشانی را که به پیامدهای دگراندیشی دچار می شوند و وکیل مناسبی برای دفاع از خود نمی یابند زیرا چه بسا همه وکلایی که جرات و شجاعت ورود به این گونه پرونده ها را داشته اند به چشم برهم زدنی فاقد صلاحیت شده یا بشوند. این مشکل را البته دولتمردانی هم که مغضوب و مبغوض قرار می گیرند خواهند داشت و به دنبال وکیل مستقل آزاده و جسور خواهند گشت و نخواهند یافت."

کانون های وکلا بر این اعتقاد اند که صدور پروانه از جانب قوه قضائیه و اینکه چنین پروانه هایی را همه ساله خود این قوه باید تمدید کند ، آزادی عمل را از وکیل سلب می کند.

این کانون ها با این پدیده که افراد مامور تعقیب و صدور حکم و کسانی که دفاع از متهمان را برعهده دارند ، هر دو وابسته یک قوه قضائیه باشند، مخالف هستند و آن را در تعارض با "حق دفاع" مردم که در اصل ۳۵ قانون اساسی ایران تضمین شده است می دانند.

بر اساس بیانیه کانون های وکلا، آیین نامه جدید قوه قضائیه، مخالفت تعدادی از مواد کلیدی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و تعارض آشکار آیین نامه موسوم با تمامیت استقلال و موجودیت کانونهای وکلای دادگستری است.

سابقه استقلال وکالت در ایران

سابقه تشکیل نهادی برای تضمین استقلال وکلالت در ایران به پیش از انقلاب مشروطه می رسد که "کمیسیون تنقیح قوانین" که وظیفه آن تدوین قوانین جدید و روز آمد از طریق ترجمه قوانین خارجی بود در ایران تشکیل شد.

این کمیسیون اولین فرمان مروبط به وکلا را صادر کرد که به موجب آن وکلا موظف بودند در امتحان شرکت کنند و گواهینامه بگیرند.

بررسی تاریخ وکالت در ایران نشان می دهد که سیر تحول قوانین و مقررات مربوط به این حرفه از وابستگی کامل به وزارت دادگستری به جانب استقلال کامل بوده است .

این استقلال در ۱۳۳۱ خورشیدی در زمان نخست وزیری محمد مصدق و با امضا "لایحه استقلال کانون وکلا" توسط او تقریبا کامل شد و مجلس شورای ملی نیز آن را تایید کرد.

استقلال کانون وکلا بعد از انقلاب اسلامی نزدیک به هیجده سال به حالت تعلیق درآمد و از طرف دولت برای کانون سرپرست تعیین شد . در سال ۱۳۷۶ با تصویب قانون جدیدی بار دیگر هیات مدیره کانون وکلا انتخاب و دوران دیگری از فعالیت مستقل آن آغاز شد.

پیش از این قوه قضائیه تلاش داشت تا آئین نامه را که اکنون تصویب کرده است در مجلس به قانون تبدیل کند اما هیات رئیسه مجلس این لایحه را از دستور کار خارج کرده بود.

بهمن کشاورز در این باره می نویسد که قوه قضائیه این بار با دور زدن مجلس و با سود جستن از فضایی که ایران پس از انتخابات بحث انگیز در آن به سر می برد، آئین نامه ای تصویب کرده که از "هر قانونی قانون تر" است.

برخی از ناظران مسائل ایران می گویند که این آئین نامه، ضمن وارد کردن خدشه جدی به حوزه وکلالت که باید مستقل از حکومت باشد، زمینه از دورن تهی کردن یکی از مهمترین نهادهای مدنی ایران را که سابقه ای نزدیک به ۶۰ سال دارد نیز فراهم کرده است.

شنبه ۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

واکنش اروپا به دستگیری کارکنان محلی سفارت انگلستان در ایران

اتحادیه اروپا در واکنش شدیدالحنی خواستار آزادی کارمندان محلی سفارت انگلستان در ایران شد.
این واکنش در نشست وزرای اروپا در یونان به دلیل دستگیری 8 تن از کارمندان سفارت انگلستان توسط ایران، صورت گرفت؛ ودر آن به ایران هشدار داده شد که "آزار و ارعاب" کارکنان سفارت انگلستان با پاسخ شدید و جمعی آنها مواجه خواهد شد.
روز گذشته خبرگزاری نیمه رسمی فارس طی خبری مبنی بر بازداشت کارمندان سفارت انگلستان اعلام کرد که آنها "نقش چشمگیری در اغتشاشات و آشوب های اخیر" ایران داشتند.
اتحادیه اروپا در واکنش شدیدالحنی خواستار آزادی کارمندان محلی سفارت انگلستان در ایران شد.
این واکنش در نشست وزرای اروپا در یونان به دلیل دستگیری 8 تن از کارمندان سفارت انگلستان، توسط ایران صورت گرفت.
روز گذشته خبرگزاری نیمه رسمی فارس طی خبری مبنی بر بازداشت کارمندان سفارت انگلستان اعلام کرد که آنها "نقش چشمگیری در اغتشاشات و آشوب های اخیر" ایران داشتند.
دیوید میلیبند وزیر امور خارجه انگستان با بی اساس خواندن این اتهام خواستار آزادی فوری آنها شد و این اقدام را قویا محکوم کرد.
وی همچنین هدف از این اقدامات را "آزار و اذیت" و "ارعاب" دانست و آن را غیرقابل قبول خواند.
این در حالی است که غلامحسین اژه ای، وزیر اطلاعات ایران اعلام کرد: سفارت انگليس در جريانات و اغتشاشات اخير، هم از طريق رسانه‌ها و هم از طريق نيروهاي محلي خود نقشي بسيار سنگين داشته است.
وی جرم آنها را شرکت در اغتشاشات خواند و بدون آنکه اشاره ایی به محل دستگیری داشته باشد گفت: تعدادي از اين افراد كه فيلم و عكس از آنها در اغتشاشات اخير تهيه شده بود، احضار شدند.
اژه ای در ادامه بدون گفتن سمت این افراد مدعی آزادی برخی از آنها شد.
دستگیری های اخیر، ناشی از تجمعات اعتراضی مردم به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری است؛ به طوری که دولت ایران، کشور انگلستان را یکی از مسببین این تجمعات می داند و در هفته های گذشته به آن تاخته است.
پیش از این، ایران به اخراج خبرنگار بی بی سی و همچنین دو نفر از دیپلمات های این کشور نیز پرداخت؛ که در مقابل با اقدامی مشابه از انگلستان مواجه شد و دو نفر از دیپلمات های ایران از آن کشور اخراج شدند.
سایت بی بی سی فارسی در گزارشی با ارجاع به برخی از اظهارات و حرکات مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران بر ضد کشور انگلستان، به بیان تنش در رابطه ایران وانگلستان پرداخت.
سخنان آیت الله خامنه ای در نماز جمعه هفته قبل مبنی بر "خبیث" بودن انگلستان و به دنبال آن تحریک بعضی از تشکل های دانشجویی برای تجمع در مقابل سفارت آن کشور از مواردی است که در این گزارش آمده است.

پنجشنبه ۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

تکذیبیه « تکذیب خبر دروغ روزنامه دولت ، "ايران"


تکذیبیه (۹ تير ۱۳۸۸)

واكنش سيد محمد خاتمي(رييس جمهور سابق كشور) به خفقان در ايران

اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!
سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.
نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟
تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.
تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء‌ مردم است.
در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟
بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.
اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.
پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.
فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.
متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید.
کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید.
تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟
و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.
واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟
امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند!
میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.
من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده،‌ توهین هایی که به مردم شده.
من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود.
مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟!
اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.
اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟
دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت.
حالا همه از فضای آرام سخن می گویند.
فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!
واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است.
اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود.
بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.
در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند.
آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.
کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.
در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟!
این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته.
با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.
فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود.
همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم.
هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.
مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.
نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.
در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.
خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند.

اعضای پویش و حامیان موسوی را آزاد کنید؛ آنها جرمی جز وطن‌دوستی و اصلاح‌طلبی ندارند

بیانیه مهم هسته مرکزی پویش حمایت از خاتمی و موسوی:
اعضای پویش و حامیان موسوی را آزاد کنید؛ آنها جرمی جز وطن‌دوستی و اصلاح‌طلبی ندارند
هسته مرکزی پویش حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم» پس از دو هفته دشوار و سخت، اولین بیانیه پس از انتخابات خود را در اعتراض به بازداشت دو عضو پویش و دیگر جوانان حامی موسوی منتشر کرد.

متن کامل این بیانیه به بینندگان محترم سایت «موج سوم» تقدیم می‌شود:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

ایران‌زمین این روزها ایام سختی را از سر ‌می‌گذراند. تعدادی از فرزندان حق‌طلب و آزادی‌خواه این مرز و بوم که دغدغه‌ای جز ایرانی آباد و آزاد در سر نمی‌پروراندند، دستگیر، مخفی و یا تحت فشار قرار گرفته‌اند. از میان پویشگران حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم»، محمدرضا جلا‌ئی‌پور، سخنگوی پویش و عماد بهاور، عضو هسته مرکزی پویش، بدون رعایت تشریفات قانونی دستگیر شده‌اند و با وجود پیگیری‌های مکرر از سرنوشت آنان اطلاع موثقی در دست نیست. جرم اینان رونق بخشیدن به انتخاباتی است که شرکت مردم در آن تایید نظام دانسته شده، اما هرگونه اعتراض مدنی و صلح‌طلبانه‌ی همین شرکت‌کنندگان به سلامت انتخابات به شکلی غیرمدنی سرکوب‌ شده است.

با خود می‌اندیشیم نکند مقصود از «مردم» صرفا کسانی باشد که تنها مشی خاصی را تایید می‌کنند، و نکند در قاموس ایشان تنها مؤیدان مردمند و دیگران، دشمن و اوباش و خس و خاشاکند؛ که اگر اینگونه باشد این جز منطق استبدادیان، که پایشان چوبین بود، نیست.

اکنون از حاکمان امر می‌خواهیم با احتراز ادامه این شیوه، همراه با دیگر دربندان بیگناه وقایع اخیر، دو دوست پویشگر ما، محمدرضا جلائی‌پور و عماد بهاور را، که جرمی جز وطن‌دوستی و اصلاح‌طلبی ندارند، آزاد کنند. سمیه توحیدلو، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و شهاب الدین طباطبائی، مسئول ستاد 88 نیز علی‌رغم عدم عضویتشان در هسته مرکزی پویش موج سوم همواره یاریگر حامیان موسوی در عرصه انتخابات بوده و اکنون بیش از یک هفته است که در بازداشت به سر می‌برند. آزادی زودهنگام ایشان نیز از مطالبات ماست که آن را توسط مجاری قانونی پیگیری خواهیم کرد.

خدای را در این روزهای اضطرار می‌خوانیم تا انان را که مظهر کلمه عدل اویند، پناه و پشتیبان باشد.
و سیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

هسته مرکزی پویش حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم»

فقط 11 کشور به احمدی‌نژاد تبریک گفته‌اند!!! چقدر بي‌ارزش!! و زشت براي ايران!!

در حالی که حدود یک هفته از اعلام «نتایج رسمی» انتخابات ریاست جمهوری دهم می‌گذرد، بررسی‌ها نشان می‌دهد که تاکنون فقط مقامات و دولت‌های 11 کشور به آقای احمدی‌نژاد تبریک گفته‌اند و سران و دولت‌های 181 کشور دیگر عضو سازمان ملل حداقل تاکنون از ارسال پیام تبریک به رئیس دولت نهم خودداری کرده‌اند.

به گزارش «موج سوم» به نقل «شهاب‌نیوز» محمود احمدی‌نژاد در تابستان سال گذشته تاکید کرده بود که «ایران یک قدرت جهانی است» و استدلال آورده بود که دولت نهم با «200 کشور دنیا روابط خوب اقتصادی و سیاسی دارد». صرفنظر از این که تعداد کشورهای عضو سازمان ملل متحد 192 کشور است و خبرنگار شهاب‌نیوز هنوز به نام و موقعیت جغرافیایی 8 کشور دیگر پی نبرده است؛ نگاهی اجمالی به وب‌سایت رسمی ریاست جمهوری نشان می‌دهد که طی 6 روز گذشته فقط 11 کشور دنیا به آقای احمدی‌نژاد تبریک گفته‌اند و 180 کشور دیگر (سایر اعضای سازمان ملل منهای رژیم اسرائیل) از ارسال پیام تبریک خودداری کرده‌اند.

البته این فرضیه وجود دارد که کشورهای دنیا با توجه به شبهات بسیار جدی و سئوالات موجود درباره نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری، احتمال داده باشند که نتایج انتخابات تغییر کند و به همین دلیل از ارسال پیام تبریک خودداری کرده‌اند. همچنان که تقریباً تمام کشورهای غربی مواضعی منفی درباره انتخابات ریاست جمهوری و «نتایج رسمی» آن اتخاذ کرده‌اند. با این حال برای یک مقایسه اجمالی بد نیست که بدانید در فاصله 72 ساعت پس از پیروزی حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، سران 147 کشور دنیا برای وی پیام تبریک فرستادند یا در فاصله سه روز پس از پیروزی باراک اوباما در انتخابات آمریکا، سران 163 کشور جهان به وی تبریک گفتند.

گفتنی است طی 6 روز گذشته اکثریت مراجع عظام تقلید (به غیر از آیت‌الله نوری همدانی) نیز از ارسال پیام تبریک برای آقای احمدی‌نژاد خودداری کرده‌اند.

اسامی کشورهایی که طی 6 روز گذشته به آقای احمدی‌نژاد تبریک گفته‌اند، بر اساس اطلاعات مندرج در سایت رسمی ریاست جمهوری (www.president.ir) به شرح زیر است:

تبریک‌های مکتوب
1ـ رييس جمهوری تاجيكستان
2ـ رييس جمهوری ارمنستان
3ـ پادشاه عمان
4ـ رييس جمهوری روسيه
5ـ رييس جمهوري خلق چين

تبریک‌های تلفنی
6ـ رييس‌جمهوری آذربايجان
7 ـ امير قطر
8ـ رييس جمهوری افغانستان
9 ـ نخست وزير تركيه
10ـ رييس جمهوری پاكستان
11ـ رئیس جمهوری ونزوئلا

علاوه بر کشورها و دولت‌های فوق؛ دبیرکل حزب‌الله لبنان و دبير كل سازمان كنفرانس اسلامي نیز به آقای احمدی‌نژاد تبریک گفته‌اند.

گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای ستاد موسوی درباره تقلب بزرگ 22 خرداد

این گزارش را کمیته صیانت از آرای ستاد میرحسین موسوی به پیوست نامه‌های ارسال شده به شورای نگهبان فرستاده بود، اما این شورا با بی‌توجهی به این حجم عظیم تخلفات، انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را تایید کرد.

سایت «موج سوم» تصویر نامه دو وزیر سابق کشور به شورای نگهبان و مشروح گزارش کمیته صیانت از آرا را به همراه جداول پیوست برای اولین بار منتشر می‌کند و قضاوت را به مردم می‌سپارد:

فایل 1- مشروح تخلفات انتخابات 22 خرداد

فایل 2- جداول آماری نشان‌دهنده تقلب

امیدوار رضایی: بازشماری صندوق‌ها نشان می‌دهد 70 تا 80 درصد آرا با یک خودکار و با یک خط نوشته شده

آقای رضایی همچنان بر اعتراضاتشان نسبت به روند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم پابرجا هستند. ایشان از پیگیری حق خودشان منصرف شدند اما همچنان پیگیر حقوق مردم و استیفای این حقوق از مسیر قانون هستند.

پارلمان نیوز: شکایت به قوه قضائیه، کمیسیون اصل نود و یا ارائه اعتراض به مقام معظم رهبری سه راه قانونی ‌ای است که امیدوار رضایی برای نامزدهای معترض نسبت به نظر نهایی شورای نگهبان مطرح کرد. این در حالی است که به اعتقاد برخی ، نظر نهایی شورای نگهبان و هیأت ویژه این شورا باید فصل‌الخطاب نامزدهای معترض باشد. با این حال برادر محسن رضایی به عنوان یکی از نامزدهای معترض به روند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم که نسبت به همکاری نکردن وزارت کشور و شورای نگهبان با این نامزد گلایه‌مند است و انصراف برادرش را در همین راستا ارزیابی می‌کند؛ معتقد است راه قانونی برای اعتراض به نظر شورای نگهبان هم هست.

او که پیگیری‌های انفرادی برادرش برای بررسی اعتراضاتش را بی‌نتیجه می‌خواند امیدوار است تا در نتیجه تلاش‌ها و میانجی‌گری‌های برخی افراد دلسوز دو نامزد دیگر هم با رضایی برای پیگیری اعتراضاتشان همراه شوند. اما به گفته امیدوار رضایی، رضایی با مهدی کروبی و مهندس موسوی برای این منظور دیداری نداشته است.

انتقاد امیدوار رضایی به سخنان شورای نگهبان که پیش از اعلام نظر نهایی این شورا با قطعیت هرگونه تخلف و تقلبی در این انتخابات را رد می‌کند نیز بخشی از گفت‌وگوی روزنامه «خبر» با این نماینده مجلس را تشکیل می‌دهد که در ادامه می‌خوانید:

پیش از انصراف آقای رضایی اعلام کرده بودید که اطلاعات لازم برای پیگیری شکایتان را از شورای نگهبان و وزارت کشور دریافت نکرده‌اید. پس چطور ‌آقای رضایی از پیگیری اعتراضاتشان به انتخابات ریاست جمهوری دهم انصراف دادند؟

بله متأسفانه شورای نگهبان و وزارت کشور علی‌رغم توافق صورت گرفته با آقای رضایی اطلاعات لازم را به ما ارائه ندادند. آقای رضایی هم به همین دلیل انصراف دادند. قرار بود وزارت کشور علاوه بر فهرست صندوق‌ها و آرای تفکیکی در آنها فرم‌های 22، 23 و 28 هر حوزه را که مربوط به صورت جلسه‌ها و شمارش اولیه آرا در هر صندوق بوده است را به ما ارائه دهند. همچنین قرار بود آمار کلی شورای نگهبان و وزارت کشور از شمارش آرا به ما ارائه شود چرا که مقایسه آنها می‌توانست در تأیید صحت شمارش آرا به ما کم کند. چون این اطلاعات به ما ارائه نشد، نمی‌توانستیم اعتراضاتمان را پیگیری کنیم. از همین رو آقای رضایی کنار کشید.

قرار بود 10 درصد صندوق‌ها با حضور نماینده آقای رضایی به شکل تصادفی بازشماری شود. این اتفاق افتاد؟

یکی از قرارهای شورای نگهبان با آقای رضایی در این بود که برای بازشماری 10 درصد صندوق‌ها ابتدا شمارش آرا در هزار صندوق آغاز شود و پس از ارائه نتیجه این بازشماری، سپس آرا ده هزار صندوق مورد بازشماری قرار گیرد. قرار بود براساس این توافقات پیش‌رویم اما این توافق در همان وهله اول شکسته شد و انجام نشد.

این عدم همکاری مشخصاً از سوی شورای نگهبان صورت گرفت یا وزارت کشور؟

این امور در اختیار وزارت کشور بود که همکاری نکردند. این در حالی است که نمایندگان آقای رضایی به ستاد انتخابات رابطین وزارت کشور و شورای نگهبان معرفی شده بودند اما اطلاعات لازم در اختیار آنها قرار داده نشد.

اما علی‌رغم اظهارات شما مبنی بر بازشماری نشدن آرا صندوق‌ها، شورای نگهبان و وزارت کشور اعلام کردند که این بازشماری انجام شده و حتی آرا آقای رضایی کمتر از قبل هم شده است.

ادعای وزارت کشور در بازشماری صندوق‌ها، در نوعی بازشماری غیررسمی از برخی صندوق‌ها قبل از اطلاع جامع به نامزدها بوده است. البته در همین بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسی‌ها هم بی‌فایده بود و چیزی را اثبات نمی‌کرد.

شما از کجا متوجه تخلف مذکور مبنی بر ارائه 80-70 درصد آرا صندوق‌های بازشماری شده به یک کاندیدای خاص شدید؟

براساس گزارشاتی که از نمایندگان ما در ستادهای انتخاباتی و حاضر بر سر برخی صندوق‌ها به ما رسیده است متوجه این نکته شده‌ایم.

این تخلف را چگونه دنبال و پیگیری کردید؟

این مسئله را به اطلاع نمایندگان شورای نگهبان رساندیم. در حال حاضر نیز قصد ارائه آن به هیأت ویژه شورای نگهبان را داریم.

براساس همان بازشماری صندوق‌ها از سوی وزارت کشور که شما آن را «غیررسمی» و بدون اطلاع‌رسانی به نامزدها خواندید، گفته شد که چون آرا آقای رضایی کاهش یافته است، ایشان از پیگیری اعتراضشان انصراف داده‌اند. این ادعا صحت دارد؟

نه اصلاً این طور نیست. این یک استدلال غیرمنصفانه است چون آقای رضایی از اول هم گفتند که حاضرند آرایشان را به بقیه دوستان بدهند. حتی در گفت‌وگوی ویژه خبری نیز که اخیراً حضور یافتند. نیز بر این موضوع تاکید کردند آقای رضایی هرگز دنبال افزایش آرای خود نبود. ایشان فقط برای اثبات صحت انتخابات و اطمینان بیشتر از نتایج اعلام شده در انتخابات ریاست جمهوری دهم، پیگیر این مسئله بود و اعتراضاتش را به شورای نگهبان ارائه کرد. ایشان می‌خواستند نشان دهند که این‌گونه شکایات را می‌توان از مسیر قانون و با رویکردی مدنی دنبال کرد.

راهی که گویا آقای رضایی به تنهایی آن را پیمودند چون دیگر نامزدها نمایندگانی به شورای نگهبان معرفی نکردند. آقای رضایی برای پیگیری اعتراضاتشان با دو نامزد معترض دیگر جلسه یا دیداری داشتند؟

نه هیچ دیدار مشترکی میان این آقایان در این مدت برگزار نشده است.

پس ایشان در ابتدا بدون هماهنگی با دو نامزد دیگر نماینده‌ای برای پیگیری اعتراضاتشان به شورای نگهبان معرفی کردند. چه شد که این بار شرط معرفی نماینده‌شان به هیأت ویژه‌ شورای نگهبان را مشروط به معرفی نمایندگان دو نامزد دیگر کردند؟

چون پیگیری‌های انفرادی ایشان موفق نبود. ایشان معتقدند که جمع شدن مجموعه مسائل اخیر در گرو همکاری هر سه نامزد معترض است تا این مسئله را با یکدیگر حل کنند.

پس از تشکیل هیأت ویژه شورای نگهبان، سخنگوی این شورا از دو نامزد معترض یعنی آقایان موسوی و کروبی خواستند تا نمایندگانشان را معرفی کنند و نامی از آقای رضایی برده نشد. آیا این به منزله منتفی بودن اعتراضات آقای رضایی از نظر شورای نگهبان است؟

نمی‌دانم. از خودشان بپرسید.

شاید هم به دلیل انصراف آقای رضایی، شورای نگهبان تصور می‌کند که ایشان دیگر شکایتی ندارند که بخواهند از طریق هیأت ویژه بررسی کنند. این طور نیست؟

آقای رضایی همچنان بر اعتراضاتشان نسبت به روند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم پابرجا هستند. ایشان از پیگیری حق خودشان منصرف شدند اما همچنان پیگیر حقوق مردم و استیفای این حقوق از مسیر قانون هستند.

پس حتماً نماینده ایشان را به هیأت ویژه معرفی می‌کنند؟ ولو اینکه دو نامزد دیگر تمایلی به معرفی نماینده خود نداشته باشند!

ایشان در معرفی نماینده‌شان به هیأت ویژه شورای نگهبان به شرط خود پایبند خواهند بود و منتظر معرفی نمایندگان دیگر نامزدها خواهند شد. از آنجا که برخی پیشنهاد میانجیگری برای ایجاد آرامش و جلب نظرات دوستان را مطرح کرده‌اند، بعید نیست که نمایندگانی از سوی هر سه نامزد معترض به شورای نگهبان معرفی شوند.

این پیشنهادات برای میانجیگری از سوی چه کسانی مطرح شده است؟

دقیقاً نمی‌دانم از سوی چه کسانی بوده است اما شخصیت‌های مختلفی معتقدند که باید نظرات طرفین شنیده شود تا راه‌حل قانونی لازم پیدا و پیگیری شود.

آیا تشکیل هیأت ویژه بررسی اعتراضات نامزدهای معترض در نتیجه همین پیشنهادات میانجیگری‌ها بوده است؟

شاید همین‌طور باشد. اما این هیأت می‌توانست جامع‌تر باشد و زودتر تشکیل شود.

یعنی شما نسبت به ترکیب اعضای این هیأت و زمان شکل‌گیری آن انتقاد دارید؟

بله، هیأت ویژه شورای نگهبان دیر هنگام تشکیل شد. در حال حاضر شورای نگهبان وقت کمی دارد و زمان بررسی‌های آن فردا (امروز دوشنبه) به پایان می‌رسد.

اعضای این هیأت نیز اگرچه افرادی مورد وثوق و قابل احترام هستند اما عمدتاً کسانی هستند که در مراکز دیگر مشغولیت‌هایی دارند به نظر می‌رسد اگر از حضور افرادی که کمتر موضع‌گیری‌های خاص انتخاباتی داشته‌اند استفاده می‌شد، بهتر بود.

با تمام اینها نفس تشکیل این هیأت از سوی شورای نگهبان گام مثبتی بود همین که شورای نگهبان حاضر به تشکیل این هیأت شده است، اقدام موثری است که امیدواریم به سرانجام برسد و حرکت مثبتی برای ایجاد آرامش در کشور ایجاد شود.

اما همانطور که اشاره کردید وقت شورای نگهبان برای اعلام نظر در مورد انتخابات امروز به پایان می‌رسد و این شورا باید نظر نهایی خود را اعلام کند.
بایدی در کار نیست. باید شورای نگهبان تا روز چهارشنبه نظر خود را اعلام می‌کرد اما درخواست مهلت کرد. در حال حاضر هم که وقت هیأت ویژه شورای نگهبان محدود است و امکان دستیابی به نتیجه قطعی نیست، شورای نگهبان می‌تواند بار دیگر درخواست مهلت کند.

اما پیش از این آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان چندین بار اعلام کرده‌اند که نتیجه نهایی این شورا تقریباً مشخص است و این مهلت گرفتن‌ها فقط برای جلب اعتماد نامزدهای معترض است. فکر می‌کنید که تمدید مهلت شورای نگهبان تغییری در موضع آن ایجاد کند؟

اظهارات آقای کدخدایی هم یک اشکال حقوقی است. ما که علم غیب نداریم. اینکه شورای نگهبان هیأتی را مسئول تحقیق و پیگیری کند و پیشاپیش به ضرس قاطع اعلام کنند که تخلفی صورت نگرفته است، برای ما هم قابل فهم نیست. شاید برخی آقایان علم غیب دارند!

به نظر شما هیأت ویژه شورای نگهبان همانطور که اعلام کرده است توان جلب نظر و اعتماد و اطمینان نامزدهای معترض و افکار عمومی را دارد؟

این به چگونگی برخورد هیأت ویژه شورای نگهبان با شکایات و اعتراضات نامزدها و مردم دارد. اگر نظر نهایی این هیأت بتواند مردم را توجیه و مجاب کند، می‌تواند آرامش نسبی را به فضای عمومی جامعه بازگرداند. اما اگر باز هم به صورت نگاه از بالا به پایین به مسئله نگریسته شود و به صورت دستوری موضوعی به مردم و نامزدهای معترض دیکته شود، ممکن است در ظاهر اعتراض‌ها از بین برود اما در باطن این موضوع همچنان در ذهن مردم باقی می‌ماند. از آنجا که اعتراض نامزدها در ادامه اعتراض افکار عمومی است اگر مردم و افکار عمومی نسبت به نظر نهایی شورای نگهبان قانع شوند، نامزدها هم قانع خواهند شد.

و اگر هیأت ویژه شورای نگهبان نتواند افکار عمومی و نامزدهای معترض را قانع کند، چه؟ آیا باز راهی هم برای پیگیری اعتراضات موجود هست؟

بله، همچنان راهکارها قانونی‌ای همچون شکایت به قوه قضائیه، کمیسیون اصل نود مجلس و حتی ارائه اعتراض به مقام معظم رهبری به عنوان بالاترین مقام اجرایی و قانونی کشور وجود دارد. همان‌طور که در قانون انتخابات آمده است تایید نهایی انتخابات به مقام معظم رهبری برمی‌گردد. تا زمانی که رهبری انقلاب حکم ریاست‌جمهوری را تنفیذ نکنند آرای مردم باید در صندوق‌ها در فرمانداری‌ها حفظ شود.

پیش از انتخابات از احتمال انصراف آقای رضایی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سخن گفته می‌شد اما نهایتاً شاهد انصراف ایشان از پیگیری اعتراضاتشان بودیم. با وجود دو بار سابقه انصراف در دو انتخابات پیاپی ریاست جمهوری فکر می‌کنید آیا ایشان شانس دیگری در انتخابات ریاست جمهوری آتی خواهند داشت؟

ایشان این بار انصراف ندادند. آقای رضایی لحظه‌ای از پیگیری حقوق مردم عقب‌نشینی نکردند ایشان فقط از شکایت شخصی‌شان منصرف شدند اما استیفای حقوق مردم را همچنان دنبال می‌کنند. آقای رضایی علی‌رغم گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر انصراف از نامزدیشان گفتند که حتی اگر فقط یک رأی بیاورند هم می‌مانند. همین کار را هم کردند و در معرض رأی مردم قرار گرفتند.

با این وصف آیا باز هم شاهد کاندیداتوری مجدد آقای رضایی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم خواهیم بود؟

این را باید از خودشان بپرسید. اما یک فرد سیاسی و مردمی که می‌خواهد به مردم کمک کند، همیشه در صحنه هست و بسته به شرایط سیاسی تصمیم‌گیری می‌کند.